احاديث قدسي، روايات چهارده معصوم عليهم السلام، كلمات حكمت آموز از كتابهاي مقدس، انبيا و حكيمان

 سدير صيرفي گويد: من و مفضل بن عمر و ابان بن تغلب بر مولايمان امام صادق عليه السلام وارد شديم و ديديم كه بر خاك نشسته و مانند مادر فرزند مرده شيداي جگر سوخته اي مي گريست و اندوه تا وجناتش رسيده و گونه هايش دگرگون شده و مي گويد:

« سيدي! غَيبتُكَ نَفَت رُقادي و ضَيَّقَت عَلَّيَ مِهادي و ابتزَّت مني راحةَ فوادي،

سيدي! غَيبتُكَ اوصلت مصابي بفجايع الابد و فقدُ الواحد بعد الواحد يُفني الجمعَ و العدد فما اُحِسُّ بدَمعَةٍ ترقي من عيني و انين يفتر من صدري عن دوارج الرزايا و سوالف البلايا الا مَثَّلَ لِعيني عن عواير اعظمها و افظعها و بواقي اشَدِّها و انكرها و نوائب مخلوطة بغضبك و نوازل معجونة بسختك. »

« مولاي من! غيبت تو خواب از ديدگانم ربوده و بسترم را بر من تنگ ساخته و آسايش قلبم را از من سلب نموده است.

مولاي من! غيبت تو اندوه مرا به فجايع ابدي پيوند داده و فقدان يكي پس از ديگري جمع و شمار را نابود كرده است. 

من ديگر احساس نمي كنم اشكي را كه از ديدگانم بر گريبانم روان است  و ناله اي را كه از مصائب و بلاياي گذشته از سينه ام سر مي كشد، جز آنچه را كه در برابر ديدگانم مجسم است و از همه گرفتاري ها بزرگتر و جانگدازتر و سخت تر و ناآشناتر است، ناملايماتي كه با غضب تو در آميخته و مصائبي كه با خشم تو عجين شده است. »

سدير گويد چون امام صادق عليه السلام را در چنين حالي ديديم كه از شدت وله عقل از سرمان پريد و قلبمان چاك چاك گرديد و گفتيم: اي فرزند بهترين خلايق! چشمانتان گريان مباد! از چه حادثه اي اشكتان روان است؟ امام صادق عليه السلام نفس عميقي كشيد كه بر اثر آن درونش برآمد و هراسش افزون شد و فرمود:

واي بر شما امروز در كتاب جفر مي نگريستم – همان كتابي كه خداوند آن را به محمد صلي الله عليه و آله و ائمه پس از او عليهم السلام اختصاص داده – و در فصولي از آن مي نگريستم ، ميلاد قائم ما و غيبتش و تاخير كردن و طول عمرش و بلواي مومنان در آن زمان و پيدايش شكوك در قلوب آنها به واسطه طول غيبت و مرتد شدن آنها از دينشان و بركندن رشته اسلام از گردنهايشان كه خداي تعالي فرموده « و كل الانسان الزمناه طائره في عنقه»  كه مقصود از آن ولايت است و پس از آن كه در آن فصول نگريستم ، رقتي مرا گرفت و اندوه بر من مستولي شد.

كمال الدين / ج2 / باب 33 با اندكي تخليص

امام صادق عليه السلام می فرماید:

او پنجمين از فرزندان پسرم موسی است. او پسر خاتون كنیزان است. غیبتی كند كه اهل باطل در آن به شك افتند. سپس خداوند او را ظاهر می نماید و شرق و غرب زمین را به دست وی فتح می كند. عیسی بن مریم آمده و پشت سر او نماز می گزارد و زمین به نور صاحبش روشن و منور می گردد.

كمال الدين ج2 باب 33

امام صادق عليه السلام می فرماید:

«يفقد امامهم فيشهد الموسم فيراهم و لا يرونه»

مردم امام خود را نيابند و او در موسم حج شاهد ايشان است و آنها را مي بيند اما انها او را نمي بينند

كمال الدين ج2 باب 33 ح 34

 

 

ابوبصير از امام صادق عليه السلام روايت كند كه در تفسير آيه 158 انعام فرمود:

«يعني خروج القائم المنتظر منا ثم قال عليه السلام: يا ابابصير طوبي لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره في غيبتة و المطيعين له في ظهوره اولئك اولياء الله الذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون»

يعني خروج قائم منتظر ما

سپس فرمود : اي ابابصير! خوشا به حال شيعيان قائم ما كسانيكه در غيبتش منتظر ظهور او هستند و در حال ظهورش نيز فرمانبردار اويند  آنان اولياي خدا هستند كه نه خوفي بر آنهاست و نه اندوهگين مي شوند.

كمال الدين ج2 باب 33 ح 54

امام صادق عليه السلام فرمودند:

«من مات منتظرا لهذا الامر كان كمن كان مع القائم في فسطاطه لا بل كان كالضارب بين يدي رسول الله صلي الله عليه و آله بالسيف»

هركه منتظر اين امر باشد و بميرد مانند كسي است كه با قائم در خيمه اش باشد ،نه بلكه مانند كسي است كه پيشاروي رسول خدا صلي الله عليه و آله شمشير زده باشد.

كمال الدين ج2 باب 33 ح 11

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 7:45  توسط یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه  |  داغ کن - کلوب دات کام